تبليغاتX
طنین آیه های مقدس - به یاد او....
طنین آیه های مقدس

و شاید در لحظه هایی به ضرورت،غم را به عقب بنشانند،آنقدر که امکان به آسودگی نفس کشیدن پدید آید.

Home Email Archive Designer

...

باران بوی دیوارهای کاه گلی را بیدار کرده است.

کنار پل مردی آواز می خواند.

و یک مرد٬ برای گریستن به خانه می رود.

زمین عابران پایان شب را می مکد.گل ها کفش ها را سنگین می کند.

هلیا!

مگر من نخواستم که تمام ماجرا را از آغاز تا انجام برای آنها بگویم؟

مگر من به آنها نگفتم که باز گشت٬ محبت ار خراب نمی کند؟

اما من خواستم... خواستم که هیچ حرفی را نگفته نگذارم!!

"بار دگر شهری که دوست می داشتم" *نادر ابراهیمی*

"نادر ابراهیمی رفت!  او که یازده سال تشنگی را به این شهر آورد...

هزار خانه میان بیگانگی و یگانگی اش بود...

کسی که هر شب با کتاب هلیایش به خواب می رفتم تا به شهری دیگر برسم!

...

یادش را گرامی می دارم روحش شاد!

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط سالومه |


Home | Archive | Email