تبليغاتX
طنین آیه های مقدس
طنین آیه های مقدس

و شاید در لحظه هایی به ضرورت،غم را به عقب بنشانند،آنقدر که امکان به آسودگی نفس کشیدن پدید آید.

Home Email Archive Designer

گوشهای خدا سنگین شده اند یا دلهای ما سنگ؟

که نیازهایمان بالا نمی روند ...

که نمازهایمان دیده نمی شوند...

خاصیت زمان عسرت است که زمینیان برای روشنایی دست به آسمان می برند!

برای لامپهای خاموش...

برای برقهای رفته ...

...رفته از چشمان آدمیان!

روزگار روزگار غریبی است! البته! که نه کسی را هوای باران هوایی می کند و نه دلی را تمنای قدم زدن زیر رگبار بهاری آشفته!

چه نیازی است به باران؟! با خودمان صادق باشیم!

سر هر که را که بتوان، سر خداوند را نمی توان کلاه گذاشت!

ما باران نمی خواهیم!

ما الکتریسته ...

ما برق...

ما کشاورزی...

ما علوفه ...

ما هرچیزی می خواهیم غیر از باران!

و حق بدهیم به باران که بدش بیاید! که نیاید!

من هم اگر جای باران بودم نمی آمدم! از قدیم گفته اند حرمت مهمان دست خودش است... چرا باران باید به مهمانی که دعوت نشده گام بگذارد! که فقط چراغهای بزم دیگران را روشن نگه دارد؟

حق می دهم به باران که دلش بگیرد... که دیگر کسی دلتنگ او نیست!

البته باران هم توقع زیادی دارد ها... در زمانه ای که آدمیان همه چیز را و همه چیز را مصرف می کنند، کسی دلش برای کسی تنگ نمی شود مگر برای مصرف... و باران هم از این قاعده مستثنی نیست!

مگر با خدا هم این گونه معامله نشده است! مگر فقط در زمانه ی تنگی، آسمان برای انسان معنا پیدا نمی کند... مگر کسی دلش برای خدا تنگ می شود ... مگر انسان این حیوان بی دست و پا هنوز هم دل دارد، اصلا!

بگذریم! نمازهای بارانمان را قضا کنیم! باران منتظر است و دلتنگ باریدن! اصلا بارانی که نبارد باران نیست و من دلتنگتر برای راه رفتن! راه رفتن زیر باران! اگر آدمیان می فهمیدند که چه لذتی دارد، از شوق می مردند، به باران سوگند!

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط سالومه |


Home | Archive | Email