تبليغاتX
طنین آیه های مقدس
طنین آیه های مقدس

و شاید در لحظه هایی به ضرورت،غم را به عقب بنشانند،آنقدر که امکان به آسودگی نفس کشیدن پدید آید.

Home Email Archive Designer

...

باران بوی دیوارهای کاه گلی را بیدار کرده است.

کنار پل مردی آواز می خواند.

و یک مرد٬ برای گریستن به خانه می رود.

زمین عابران پایان شب را می مکد.گل ها کفش ها را سنگین می کند.

هلیا!

مگر من نخواستم که تمام ماجرا را از آغاز تا انجام برای آنها بگویم؟

مگر من به آنها نگفتم که باز گشت٬ محبت ار خراب نمی کند؟

اما من خواستم... خواستم که هیچ حرفی را نگفته نگذارم!!

"بار دگر شهری که دوست می داشتم" *نادر ابراهیمی*

"نادر ابراهیمی رفت!  او که یازده سال تشنگی را به این شهر آورد...

هزار خانه میان بیگانگی و یگانگی اش بود...

کسی که هر شب با کتاب هلیایش به خواب می رفتم تا به شهری دیگر برسم!

...

یادش را گرامی می دارم روحش شاد!

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط سالومه |


خدا به شیطان گفت:لیلی را سجده کن.شیطان غرور داشت.سجده نکرد.

گفت:من از آتشم و لیلی گل است.

خدا گفت:سجده کن ،زیرا که من چنین می خواهم.

شیطان سجده نکرد.سرکشی کرد و رانده شد و کینه لیلی را به دل گرفت.

شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات،فرصت خواست خدا مهلتش داد.

اما گفت:نمی توانی،هرگز نمی توانی. لیلی دردانه من است.قلبش چراغ من است و دستش در دست من.

گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات.

شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود.

و می کوشد بال لیلی را زخمی کند.عمری است شیطان گرداگرد لیلی می گردد.

دستهایش پر از حقارت و وسوسه است.

او بد نامی لیلی را می خواهد.بهانه بودنش تنها همین است.

می خواهد قصه لیلی را به بیراهه کشد.

نام لیلی،رنج شیطان است.شیطان از انتشار لیلی می ترسد.

لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد.

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط سالومه |


Home | Archive | Email