تبليغاتX
طنین آیه های مقدس
طنین آیه های مقدس

و شاید در لحظه هایی به ضرورت،غم را به عقب بنشانند،آنقدر که امکان به آسودگی نفس کشیدن پدید آید.

Home Email Archive Designer

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط سالومه |


 

قلب دختر از عشق بود ، پاهايش از استواری و دست هايش از دعا

 اما شيطان از عشق  و استواری و دعا متنفر بود

پس کيسه ی شرارتش را گشود و محکم ترين ريسمانش را به در کشيد . ريسمان نااميدی را

 دور زندگی دختر پيچيد، دور قلب و استواری و دعاهايش

نا اميدی پيله ای شد و دختر ، کرم کوچک ناتوانی

خدا فرشته های اميد را فرستاد تا کلاف نا اميدی را باز کنند، اما دختر به فرشته ها کمک نمی کرد.

 دختر پيله ی گره در گره اش را چسبيده بود و می گفت: نه باز نمی شود، هيچ وقت باز نمی شود

شيطان می خنديد ودور کلاف نا اميدی می چرخيد. شيطان بود که می گفت:

 نه باز نمی شود، هيچ وقت باز نمی شود

خدا پروانه ای را فرستاد تا پيامی را به دختر برساند

پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست و دختر به ياد آورد که اين پروانه نيز زمانی کرم کوچکی بود گرفتار در پيله ای.

اما اگر کرمی می تواند از پيله اش به در آيد ، پس انسان نيز می تواند

خدا گفت : نخستين گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های ديگر را

دختر نخستين گره را باز کرد  ......

و ديری نگذشت که ديگر نه گره ای بود و نه پيله ای و نه کلافی

هنگامی که دختر از پيله ی نا اميدی به در آمد ، شيطان مدت ها بود که گريخته بود

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط سالومه |


Home | Archive | Email