همه خسته می شوند؛ همه می خوابند، حتی پرنده ها و درختها . ما آدمها هر کاری هم که بکنيم، آدميم . خوابمان می گيرد، بايد بخوابيم. گرسنه مان می شود، آب می خواهيم و هوا و هزار تا چيز ديگر. وای که ما چقدر چيز احتياج داريم
فقط تويی که هيچ وقت ، هيچ چيز نمی خواهی . فقط تويی که به هيچ چيز احتياج نداری. نه خسته می شوی نه می خوابی. شبها که همه می خوابند مطمئنم که تو بيداری و مواظب دنيائی. چشمهايم را که می بندم دلم شور نمی زند. خاطرم جمع است. می دانم که هستی . بالا سر همه چيز و همه جا
خيالم راحت است؛چون همه چيز روبه راه است؛ چون تو روبه راهش می کنی. برای اينکه تو خدائی؛ يک خدای بزرگ و بی نياز
عرفان نظر آهاری
لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386
ساعت 4:53 بعد از ظهر توسط
سالومه
|


