
و شاید در لحظه هایی به ضرورت،غم را به عقب بنشانند،آنقدر که امکان به آسودگی نفس کشیدن پدید آید.
|
هرگز نگو براي هميشه وقتي ...
هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري
هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي
هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي
درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد
هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري
هرگز سلامي نده , وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه
به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني

تقصیر تو نبود!
خودم نخواستم چراغ ِ قدیمی خاطره ها،
خاموش شود!
خودم شعرهای شبانه اشک را،
فراموش نکردم!
خودم کنار ِ آرزوی آمدنت اردو زدم!
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند،
نه تو چیزی بدهکار ِ دلتنگی ِ این همه ترانه ای!
خودم خواستم که مثل زنبوری زرد،
بالهایم در کشاکش شهدها خسته شوند
و عسلهایم
صبحانه کسانی باشند،
که هرگز ندیدمشان!
تنها آرزوی ساده ام این بود،
که در سفره صبحانه تو هم عسل باشد!
که هر از گاهی کنار برگهای کتابم بنشینی
و بعد از قرائت بارانها،
زیر لب بگویی:
«-یادت بخیر! نگهبان گریان خاطره های خاموش!»
همین جمله،
برای بند زدن شیشه شکسته این دل بی درمان،
کافی بود!
هنوز هم جای قدمهای تو،
بر چشم تمام ترانه هاست!

الو سلام منزل خداست؟
اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست.
شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوي خود که پر از غمهاست.

...عصری زمستانی...
کلبه ای در جنگلی پوشیده از برف...
درختان کاج بلندی که کلبه ی چوبی را احاطه کرده اند...
هوا ابری است...
آسمان سرخ...
ماه از پشت ابرها به زحمت خود را نمایان میسازد...
باد سردی که زوزه کشان میوزد...
از زیر در سوزی میوزد...
سوزی سرد و سهمناک...
اما هیچ سرمایی را حس نمی کنیم...
تو به واسطه گرمای شومینه کنار پنجره...
و من به حکم در کنار تو بودن!
پتویی گرم و نرم را بر دوشت می اندازم...
من ساکتم...
اما تو با صدای دلنشینت
سکوتمان را نوازش میدهی!
پنجره بسته و بخار گرفته...
یه قهوه داغ...
نگاه کردنش هم خیلی میچسبه...
چه برسه به خوردنش!
دود شومینه از یه دودکش سنگی میاد بیرون...
هوا مه آلوده...هوا سرده!
اما هیچ سرمایی را حس نمی کنم...
چون تو را دارم!
